پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
288
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
هومر گذشته از ديگر هنرهاى خود معمار بسيار نيكى نيز بوده است . اين بود كه دستور داد شهر را در همانجا پديد آوردند و چون كارگران در آنجا به كار پرداختند براى ديدن آمون « 1 » حركت كرد . اين سفر هم بسيار دراز و هم از دو جهت بسيار بيمناك بود : يكى آنكه اگر آب ذخيره خود را به پايان مىرسانيدند بىشك تا چند روزى نمىتوانستند خود را به آب برسانند . ديگرى آنكه اگر باد تند جنوبى وزيدن مىگرفت و آنان را در ميان بيابان در مىيافت همه را نابود مىكرد . چنان كه درباره لشكركشى كنبوجيا « 2 » گفتهاند كه چون لشكر را از اين راه مىبرد آن باد برخاسته ريگها نيز با باد به جنبش درآمدند و پشتهپشته حركت مىكردند . سراسر بيابان تو گويى درياى ريگى بود كه پنجاه هزار تن آدمى را فرو برده نابود ساخت . الكساندر همه اين بيمها را از پيش مىدانست ولى چنان كه عادت او بود هرگز از كارى كه عزم مىنمود باز پس نمىگرديد . زيرا از يك سوى فيروزيهايى كه تاكنون ديده بود و از سوى ديگر استوارى كه در نهاد خود داشت روىهم رفته او را به هر كار سختى دلير گرانيده بود . پشتيبانىها و دلاوريها كه در اين سفر خدايان دريافت . نخستين ياورى خدايان در اين سفر آن بود كه بارانهاى تندى كه آمد آنان را از آسيب خشكى و كم آبى مطمئن گردانيد و نيز خشكى ريگها را از ميان برده و آنها را نمناك گردانيد كه هم راه رفتن بر روى آنها آسان گرديد و هم هوا صاف و بىگزند شد . گذشته از اين هنگامى كه راهنمايان نشانههايى را كه براى پيدا كردن راه داشتند گم كردند و بدينسان از راه بيرون افتاده و بدينسو و آنسو سرگردانوار مىشتافتند ، چند كلاغى پيدا شده در پيشاپيش آنان پريده راه مىنمودند و هر زمان كه اينان فرسوده شده از رفتن باز مىايستادند آن پرندگان هم نه پريده منتظر مىايستادند . شگفتى بزرگ اينكه بنا به نوشته كاليستينس « 3 » اگر يكى از همراهان الكساندر از راه در رفته و از سپاه دور مىافتاد كلاغان به
--> ( 1 ) . Ammon يكى از خدايان مصر كه يونانيان نيز آن مىشناختند . ( 2 ) . Cambyses شكل فارسى آن كنبوجى يا كنبوجياست . نام پسر كوروش بزرگ هخامنشى است . ( 3 ) . Callisthenes